ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

اولین قدم زدن های امیررضا کوچولو و کلی شیطنت دیگه

1393/3/7 20:02
1,263 بازدید
اشتراک گذاری

بفرمایید ادامه مطلب

سلام عزیزم.دیگه دیر ب دیر میام وبلاگت،دلیلشم اینه ک منو بدجور سرگرم خودت کردی و همش شیطتنت و شیطنت. منم لذت میبرم و حظ میکنم ازین همه انرژی. عزیزم از خواب ک بیدار میشی و تا چشای نازتو باز میکنی شروع میکنی به 4دست و پا کردن ...ما ادم بزرگا تا از خواب بیدار میشیم کمی تو رخت خواب میمونیم تا ب اصطلاح یخمون باز بشه...ولی تو تا چشت باز میشه میدوی.حالا یا مستقیم میری و یا رو مبل' بی نهایت اول مامانی و بعد بابایی شدی و مثل سایه دنبالمی.شدیدا عاشق آب بازی هستی. میبرمت تو حیاط و شلنگ رو ب آب گرم وصل میکنم و توکیف میکنی.هرروز آب بازی رو داری.هنوزم مثه نوزادی هات عااشق سشواری و سشوار بابایی رو سوزوندی!!! دیگه با رورویکت حال نمیکنی آخه نمیذاره ب راحتی فضولی کنی و دیگه میخوام جمعش کنم. در کابینتا رو باز میکنی و کنجکاویت شورو میشه. و بشقابا رو میریزی بیرون.

پ پ پ میگی.دیگه اینکه یه کلمه ای مابین کق میگی.و یه کلمه ی جالب و خنده دار میگی :گُدِ گُدِ...البته اینو خیلی خاص میگی., و خیلی خیلی خیلی حرف میزنی،البته به زبون بچه ها

آخر اردیبهشت رفتیم مشهد و بعد بابابیی اومد گنبد و ما شش روز رو بدون بابایی سپری کردیم.مشهد چون زادگاهته آب و هواش خیلی بهت میسازه.ماشالله خوراکت خیلی بهتر شد و بازی کردنو رو بیشتر از قبل یاد گرفتی.هزار ماشالله/

تو وبلاگ دوستت شایان جون خوندم که به شایان جون صبحونه خامه میدن و منم تازه به این نتیجه رسیدم که شما وروجکا واقعا بزرگ شدین و صبحونه خامه میدم بهت...گاهی نون کره مربا!

خیلی قشنگ میشینی و با بچه ها بازی میکنی و عاشق بچه ها هستی(منظورم از بچه هااز خودت بزرگ ترا رو میگم)

خونه دوستم رفته بودیم که یه دختر 3ساله داره مثه آدم بزرگا نشسته بودی و باهاش بازی میکردی و البته گاهی هم میزدی تو صورتش و غش غش میخندیدی.

عاشق بابا جون هستی(بابای بابا)و تا صداشو میشنوی 4 دست و پا میدوی سمتش.و حتی از بغل باباجون بغل منم نمیای.

و از همه مهم تر می ایستی و دو 3 قدم میای جلو.

و همین امروز 7 خرداد پیشرفتت خیلی بیشتر شد و دقیقا  قدم برداشتی و بعد خوردی زمین..

مشهد که بودیم یه شب شام خونه دختر داییم رفتیم و اونجا عاشقت شده بودن و پسر داییم کلی باهات بازی کرد و همه دوست داشتن و میگفتن ماشالله امیررضا خیلی باهوشه.زنداییم صدات زد و وقتی نگاهش کردی زبونشو دراز کرد و شما هم خندیدی و زبونتو دراز کردی در حدی که ما شاخ دراوردیم.

امیررضا بغل دایی حسن(داییه من)

امیررضا بغل محمد.که خیلی هم دوسش داشت

اونجا بردمت تو اتاق ارتین جون تا پوشکتو عوض کنم و بعد تو همونجا بودی و من بدو بدو رفتم تا دستامو بشورم و وقتی اومدم دیدم داری با وسایلی که ارتین و فرزاد جوون ریخته بودن وسط اتاق داری بازی میکنی.

خونه خاله صدیقه هم خیلی خیلی بهت خوش گذشت شایان جون ماشین داشت و تو نشسته بودی داخلش و مریم جون با کنترلش تو رو تکون میداد و تو هم یه دستت رو فرمون و دست دیگه جای در ماشین بود.

خیلی خیلی دوس داشتی در حدی که وقتی از تو ماشین بلندت میکردیم گریه میکردی.کلی ماشین سواری کردی و منم تو رو راه میبردم و چقد ک به در و دیوار کوبوندمت ولی تو فقط میخندیدی.

ظهر هم مریم جون استخرو باد کرد و آب گرم کردیم و آب بایتو شروع شد اولش مثل همیشه کمی میترسیدی ولی بعدش تو آب جهار دست  و پا میکردی و لذذذذذت بردی عزیزم.

دو چرخه سواری هم میکردی.خونه خاله صدیقه پاتوق شما برای بازی بین دوتا مبل بود

با عزیز جون هم دو شب سه نفری رفتیم پارک و اولش از سرسره میترسیدی و گریه میکردی و منم اول گذاشتمت رو تاب و میخوندم برات تاب تاب عباسی......خدا پسرمو نندازی.....

تو هم خیلی دوس داشتی و تو دلت انگار تاب تاب عباسی میخندی آخه واقعا یه چیزی میگفتی....و بعد یه دستتو من گرفتم و یه دستتو عزیز جون و مثه بچه های دو ساله راه میرفتی وبردیمت سوار سرسره کردیم و خیلی خوشت اومد ولی تاب یه چیز دیگه بود.

اصلا بعضی وقتا احساس میکنم بزرگتر از سنت هستی اینقد که کارای خاص و تعجب بر انگیز انجام میدی.

اینجا هم یه پارک دیگه.تورو با گریه از پارک آوردیم بیرون:

عاشق این فرمونه شده بودی:

برسمو برمیداری و میزنی به موهام و میخندی و بعد اگه گل سرم رو زمین و در دسترست باشه برمیداریش و میاری جای موهام.و میدونی برس و گل سر مخصوص مو هست.

به هزار فیلم بهت غذا میدم و یکی از مدلهایی که بهت غذا میدم و تو هم تقریبا سر گرم میشی اینه که یه قاشق میدم دستت و میگم به مامان غذا بده و تو مشغول فرو کردن قاشق در دهانم میشی تا مثلا بهم نم نم بدی و منم غذاتو میدم.

از دندون دیگه ای خبری نیس و هنوز هم چهار دندونه ای عشقممممم

اینم فرزاد جون ؛عزیز دله خاله عاطفه.ماشالله پر از انرژیه و بزور و بلا و کلی قصه گویی رو  پام خوابوندمش.خیلی تو رو دوس داره پسرم

اینم از ماکارونی خوردن پدر و پسر:

قبل از حموم:

موهاتو برای دومین بار خودم کوتاه کردم

گل ناز من:

یه روز خوب در جنگل:

اینم ازین خاطراتت که کلی با تاخیر شد.اخه بدجور مریضی و گلوت چرک کرده و تب هم داشتی که خدا رو شکر الان تبت  قطع شده.

الهی زود خوب بشی ماهکم

پسندها (8)

نظرات (15)

مامان ایلیا(آرزو)
14 خرداد 93 15:25
سلام گل من خوبی دلم حسابی برات تنگ شده بود خیلی ناز شدی موهاتم مبارک افرین به مامان هنرمند ایشالا زود خوب بشی
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
سلام عزیزم.دل ب دل راه داره.ماهم دلمون تنگ میشه
مامان بردیا شیطون
16 خرداد 93 15:46
جوووووووووووووووووووووووووووووووونم فدات بشم عسیسم..... بلا شدی عشق خاله.... عاشقتم هر روز نازتر از دیروز میشی فدات..... افرین مامان هنرمند چه موهاتو خوب کوتاه کرده..دستش درد نکنه... مبارک باشه خیلی قشنگ شدی گلم.... عاشقتم.... خصوصی مامان
مامان بردیا شیطون
18 خرداد 93 14:30
فدای این شاه پسر خوشگل خاله
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
خدا نکنه عزیزم
ღ• KǶ∂ℓɛ Ƕ∂Ɲ! •ღ
18 خرداد 93 19:22
سلاااااام مامانی دیگه سرنمیزنیااا یادت باشههه ماشاالله اقا پسر چقدر بزرگ شده وخوشملللل ببوسشششششششش راستی این عکسای اخریشا باچه سایتی درست کردی
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
سلام هانی جون.خوبی.بابا تو باید زود زود ب من سر بزنی.آخه من مامانم و هزاااااار و یک مشکل دارم.ولی تو چی خودتی و خودت.زود زود بیا پیشم .باور کن امیررضا وروجکی شده که حد نداره.از خودم غافل شدم چه برسه به شما دوستای عزیزم.اون عکسا هم با نرم افزار گوشیه عزیزم
معصومه
19 خرداد 93 18:06
ماشالله به این پسر خوشگل..روز ب روز داره خوشگل تر میشه این نازنازی.. هزار ماشاالله..عاطفه جون دیگه کم مونده به تولد یک سالگیش..چه زود گذشت یادش بخیررر بوسسسسسسسس
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
اره یادش بخیر....پارسال این موقع شکمم اومده بود بالا.نمیتونستم رو زمین بشینم...وای خدا.زود میگذره معصومه جون.زووووووووووود
مامان بردیا شیطون
20 خرداد 93 15:53
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش .
فریده مامان آیهان کوچولو
21 خرداد 93 1:41
ماشالله به گل پسر.چقد ناز شده.خدا حفظش کنه.موهاش از پشت خیلی خوشگله.
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
نظر لطفته عزیزم
زهرا مامان شایان
21 خرداد 93 3:35
سلام.عزیییییزم چه بزرگ شدی مشالله.موهاتم پرتر شده موهای شایان که هنوز کم پشتهچه عکسای قشنگی. شایانم با مکافات غذا میخوره همش میخواد در بره بوووووس واسه امیررضای گلم
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
ای جونم. معلومه ووروجکه شایان جون
ღ• KǶ∂ℓɛ Ƕ∂Ɲ! •ღ
22 خرداد 93 11:31
سلاااااااااام عززیززززم میسسییی مامانی فدات بشممم راستی نگفتی عکشای اخرشو باچی درست کردی
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
جوابتو دادم عزیزم.الان میام پیشت
ღ• KǶ∂ℓɛ Ƕ∂Ɲ! •ღ
22 خرداد 93 12:10
عزیززززم من وقت کنم حتمن میااام پیشت ای جووووووووونم به این پسر وروچک اسم نرم افزارشو نمیدونی
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
من چند تا نرم افزار تو گوشیم دارم.دقیق نمیدونم این عکسارو با کدوم نرم افزار درست کردم.همین جا تو نظرات خودم اسمشو مینویسم.تا اگه بقیه هم خواستن نرم افزارو دانلود کنن
مامی پوریا
22 خرداد 93 18:53
ای وارث تاج و تخت محمود بیا / مرآت صفات پاک معبود بیا خلق آرزوی بهشت موعود کنند / والله تویی بهشت موعود بیا عید شما مبارک
نگار-پ
31 خرداد 93 11:28
سلام عاطفه جون امروز بعد 18 روز اومدم سرکار ولی با 18 روز پیش یه فرق بزرگ دارم . امروز تنها با یه درد پر درد که از همه پنهان می کنم و خودمو به خاطر مادر و خواهر و همسر عزیزم خوب و سرحال نشون می دم . امروز بعد از 1 ماه بدون بچه ام اومدم دیگه بچه ام نیس . از یه جایی ته ته دلم برای تمام مادرها و جوجه های نازنین و دوست داشتنی شون دعا می کنم سلامت باشند و خدا باری هم دیگه حفظشون کنه . پسر کوچولوتو ببوس و خیلی مواظبش باش
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
سلام نگار عزیز. صبور باش گلم انشالله خدا دوباره فرشته نازتو بهت برمیگردونه. غصه نخور و فقط به فکر خودت باشه. خیلی ناراحت شدم خیلی .....انشالله 3 یا4ماه دیگه خدا یه فرشته بذاره تو دلت.و حتما منو باخبر کن
مامان بردیا شیطون
1 تیر 93 12:53
★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ ♥BoOss♥BoOss♥BoOss ❤★❤★❤★❤★❤★ فدای این گل پسر
مامان ایلیا
8 تیر 93 14:42
سلام عاطفه جون نیستی؟؟ اولین قدم های گل پسری هم مبارک باشه حالا راه بیفته شیطونیاش مونده، ایلیا که بعد راه افتادنش شیطونیاش دو برابر شده
دایی حامد
26 تیر 93 1:44
سایت های آنلاین کاهش حجم عکس http://imageoptimizer.net/Pages/Home.aspx http://tools.dynamicdrive.com/imageoptimizer/ http://webresizer.com/resizer/
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
مرسی دایی جون